محمد حسن خان اعتماد السلطنه
14
مرآة البلدان ( فارسى )
قدر آب يخ كه فروخورده بود باز دهد ، بعد از آن آب ساده مانند ديگر چاهها دهد . غله و پنبهء آنجا بسيار نيكو بود . اما نانش خوب نيست . از ميوهها انجيرش نيكوست . مردمش سفيد چهرهاند . حقوق ديوانيش به تمغا مقرر است و ده هزار دينار ضمانى آن باشد و از آن ولايتش كه چهل پاره ديه است هفت هزار دينار مىباشد . شهر و ولايتش داخل بلوك ساوه است . تحقيقاتش « 4 » در باب آبه مطابق است با حمد الله . جز اينكه گويد اكنون در شهر و ولايت او معمورى نمانده است . مؤلف گويد از نواب و الا اعتضاد السلطنه « 5 » وزير علوم شنيدم در سفرى كه موكب اقدس همايون به جانب دار السلطنهء اصفهان انتهاض فرمود همينكه به ساوه رسيدند ميرزا - تقى خان امير نظام كه آن وقت سمت صدارت اين دولت جاويد شوكت را داشت از نواب معظم اليه خواهش بازديد بند ساوه را نمود . در رجب 1267 نواب معظم اليه خود آن بند و سد و پل را بازديد نموده اظهار داشتند كه ميانهء ساوه و آوه بهطرف مشرق كوهستانى است به راه تفرش و بعضى بلوك عراق كه چند نهر آب از اراضى عراق مىآيد و در آنجا بههم اتصال يافته يكى مىشود . چون اين آب از آنجا به رودخانهء شور و هرز مىرفته سدى و پلى كه عبارت از شش طاق باشد يكى از وزراى قديم ساوه در آنجا بست و بنا نمود كه اراضى ساوه را به اين آب مشروب سازد . اينك سد خراب ولى پل بىعيب و آبادست و قبر معمار آن سد و پل نيز در همانجاست كه از غصه دق كرده و مدفون شده . هم نواب معظم اليه گويند در همان سفر شبى در آبه بودم . كثرت گزندگان مانع راحت و آسايش خيال بود و جمعى از همراهان ملسوع و ملدوغ « 6 » و اين رباعى را
--> ( 4 ) - يعنى تحقيقات صاحب زينة المجالس . ( 5 ) - عليقلى ميرزا پسر فتحعلى شاه ( متولد در 1234 و متوفى در شب عاشوراى 1298 ) رئيس مدرسهء دار الفنون و نخستين وزير علوم . ( 6 ) - ملسوع به معنى گزيده شدهء مار و عقرب و ملدوغ به معنى گزيده شده و مار گزيده است ( فرهنگ فارسى معين ) .